۲۱۵-رابرت خره٬ هر گاه کلمه ی منحوس ویسکی را میبیند٬ مست میشود(حتی با دیدن بطری خالی ویسکی..." او از خوانندگان پر و پا قرص وبلاگ مترسک فیلسوف است. آهای رابرت! میدانم حسابی مست شده ای و اگر یکبار دیگر بنویسم "ویسکی" مست تر میشوی و بالا میآوری...کافیست سه بار دیگر بنویسم ویسکی٬ تا رابرت خره در اوج مستی بمیرد و حرام شود.با هم فریاد میزنیم:ویسکی.ویس..کی. بمیر رابرت کافر! و.ی.س.ک.ی. اینهمه نوشته اند:زندگی.عشق.دیوانگی.اما تو...(نگران رابرت نباش! خیلی بیسواده.فکر میکنه ویسکی رو با ص مینویسن:ویصکی(گمونم٬ یه خورده مست شد...
۲۱۲- ماهی کوچولو به خودش میگفت:"وای! اینجه که تاریکه! کسی نمیبینه...پر از آبه...کسی که نمیفهمه" زیرزیرکی خندید و با خیال راحت...ببخشید:شاشید...ماهی کوچولو شاشید! شاشید...تا اینکه آقای کوسه با عصبانیت داد کشید:"کی اینجا خرابکاری کرده...اه..اه..چه بوی بدییییییییییییییییییی...و ماهی کوچولو رو خورد "...درسته دوستان...همیشه گندش در میاد...
۲۱۳-کی رو بکشم.آقای غیرت یه گلوله داشت و با خودش میگفت:"کی رو بکشم؟...خودم؟! اون زنیکه ی هرزه..؟!...یا مرتیکه ی عوضی بیشرف...رو؟!... کی رو بکشم؟"...همسایه ها صدای گلوله را شنیدند.چیزی شبیه:"ترق"...آقای غیرت میگفت:"آخیش! بالاخره کشتمش..."
۲۱۰-زل زده بود به حوض.یه هزار تومنی سبز...روی فواره...خیس خیس...بالا میرفت و پایین میومد.میخواست برسه به آسمون.عینهو فوراره...مامور پارک که فواره رو خاموش کرد٬پاچه هاشو بالا کشید و رفت وسط حوض.روی سوراخ لوله ی فواره٬یه هزاری خیس...برش داشت.گوشه نداشت!! گوشه ی گمشده٬ هزاری نداشت٬ یا هزاریه گوشه نداشت؟مامور پارک داد کشید:"بیا بیرون احمق! جوونا سر کارت گذاشتن"
۲۰۶-نمیشه مثل سابق تکیه کرد به پژو ۲۰۶ های قرمز و عکس گرفت. دزدگیرهای مسخره! دزدگیرهای پست مدرن مسخره! به خدا من دزد نیستم... فقط میخواستم عکس بگیرم. آره! مرض دارم...با همین چاقو پنج تا ۲۰۶ قرمز رو خط خطی کردم...لعنت به همشون!
۲۰۷-روزی یه بسته سیگار میکشم.فکر کنم به زودی سرطان ریه بگیرم و تیک ـ تاک!... فاتحه!... بهتر از مردن در راه عشق توست٬ معشوقه ی لجن من! معشوقه ی بی وفای گه! معشوقه ی هرزه ی من! عزیزم! آخ که چقدر لبریز تو ام...اولین سیگار رو به عشق تو روشن کردم. وینستون عقابی.کویر کرمان.نیمه شب...آسمان پر ستاره ی کویر...
۲۰۸- سه تا شش بار و شش تا سه بار٬ پشت سر هم بالا آوردم. مادرم سرطان سینه داشت. "مامان! خیلی سینه هاتو گاز میگرفتم؟ "
۲۰۲-اولین بار کی عاشق شدم؟...سه سالم بود.عاشق عروسک دختر همسایه مون....عروسی کرد و رفت زاهدان. یک از دختر همسایه مون بپرسه:"عروسکت کجاست؟ با خودت بردیش زاهدان؟...همون که بهش میگفتی ستاره...خیلی بهش بر میخورد.طفلکی! اسم واقعیش پریسا بود...دست چپش شل بود. نکنه گمش کردی؟!..."
۲۰۳- میلیاردها مدل. نقاش نشسته است٬ کمی آنطرفتر. هر کی یه شکل ایستاده.میلیاردها فیگور.نقاش میکشد. "مترسک ایستاده است". پشت به نقاش. کسی چه میدونه! شاید گریه میکنه... یا میخنده؟ شاید داره یه طرح از نقاش میکشه؟ اون یه آینه جیبی قرمز داره...نکنه داره بالا میاره؟...به درک!!! بخندید:...هه هه هه هه ... باید خمیازه بکشم.چرا؟ نمیتونم یه جا بمونم.میخوام فرار کنم...کی پایه است؟
آقای "صندلی اتوبوس" عاشق خانوم "نیمکت پارک"....آقای "چهارپایه" عاشق خانوم " صندلی آرایشگاه"....
آقای"صندلی آقای رییس" به یک نقطه ی دوردست مینگریست.خورشید غروب میکرد و باران نم نم میبارید...((مزخرف بود؟ مهم نیست...))
۱۹۷-آقای رییس جمهور! به تونی بلر بگو کت و شلوارها را برگرداند(بر تن ملوانانشان پوشاندیم)آقای رییس جمهور! به مادرم گفته ام٬ روی قبرم بنویسند:"انرژی هسته ای حق مسلم ماست" آقای رییس جمهور!..."بشین کنار مترسک٬ گور بابای جرج بوش(عمو جرجی)...گریه میکنیم.راه میریم.داد میزنیم...منو ببوس آقای رییس جمهور.دلم گرفته..."ببخشید! دود سیگار اذیتتون میکنه؟
۱۹۸-قاطی کردم.خب یکی بیاد منو ببره تیمارستان...هر کی بیاد جلو گازش میگیرم...یه خورده سیانور بفرستید خوابگاه...خدا؟ اون میتونه بیاد....هنوز دوستش دارم.
۱۹۱-دیشب خواب آقا محمد خان قاجار رو دیدم...وسط یه عالمه حوری.
۱۹۲-عید رفتم بندرعباس. چند تا ماهیگیر گدایی میکردن."خلیج عربی لجن.خلیج عربی عوضی.خلیج گه.خلیج تا ابد عربی.خلیج مسخره" جسد یه ماهیگیر روی امواج(نه! ماهیگیر نبود...یه پسره شنا میکرد.میخواست بره دبی؟ نه! میرفت تنب بزرگ...
۱۹۳- این پسره که منو نشون میده و میگه:"این پسره کیه؟"٬ کیه عوضی؟به کدوم ما خیانت کردی؟ من یا اون؟
۱۹۴- اسهال شدم.بس که شله زرد نذری خوردم. مخم گوزیده...ولی هنوز معتقدم:"با دیازپام ۱۰ میلی نمیشه خودکشی کرد.این خودکشی لعنتی هم شده کلاس روشنفکری.خدایا! به دادم نرسی...مامانم مامان بزرگمو حامله است.بابای لعنتی! دیگه حق نداری با مامانم سکس کنی! اصلا واسه چی؟ چرا؟ شلوارتو بکش بالا ! باتوام! آهای روزگار! شلوارتو بکش بالا(راستی چرا همه فکر میکنن میفهمن؟) میو میو میو میو...یکی اینورا یه ماده سگ ندیده؟
۱۹۵- دوست دارم مارادونا واسم فاتحه بخونه. از همتون متنفرم.فقط مارادونا.باید بدونم یه آرژانتینی چطور حمد و توحید میخونه...هان؟