تبليغاتX
مترسک فیلسوف - پرانتز باز: زندگی...پرانتز بسته...اونور پرانتز چه خبره؟
پرانتز باز: زندگی...پرانتز بسته...اونور پرانتز چه خبره؟
۲۱۶-(.......( عروسک دختر همسایه مون..)..(محدثه.)(الهه...)..(زن همسایه مون.....)...(بهم زنگ میزد و هیچ وقت اسمشو نگفت...)...(آرزو..)..(بهارنارنج...)..............(پریسا..)..(شهین.)(مریم)(رخساره....(؟...........شاید یه روز٬ جای این علامت سئوال٬ یکی بشینه و تا آخرش باهام بمونه٬ تا اونجا که پرانتز زندگی مترسک فیلسوف بسته میشه...کات! خوشبحال عمو اسماعیلم: (.....(زن عمو سکینه.......) لطفا! یکی عاشقم باشه..یکی باهام بیاد روستا(جایی که هیشکی نیست)یه کلبه ی قشنگ.دوتا سگ بزرگ.کتاب.فیلم.نوشتن.نوشتن.نوشتن...رودخونه.گوربابای روزگار.بیهودگی ماندن...بودن.رفتن...زن عمو سکینه! تبریک میگم:(.........(عمو اسماعیل)...(ماشاالله بهروزی.......... خسته شدم هی به دخترای مردم پیشنهاد دادم...یکی بهم پیشنهاد ازدواج بده!...سخت نگیرید دوستان! من دخترم!
نوشته شده توسط مترسک فیلسوف در | | لینک به این مطلب