تبليغاتX
مترسک فیلسوف -
۱۶۱-کسی نوشته های منو نمیفهمه. گمونم یه پسره که سالها پیش میخواست نویسنده بشه٬ به فئودر داستایفسکی گفته: "کسی نوشته های منو نمیفهمه." اسمش؟ لئون راسکانیاسکی!(اگر بروید قبرستان مسکو و قطعه ی ۶ را خوب بگردید٬ قبرش را پیدا میکنید) عوضش٬ کشاورز خوبی شد.

۱۶۲- آقای پلیس٬ در چهار راهی خلوت٬ باید میماند و چراغ را گاهی سبز و گاهی قرمز میکرد. خبر از ماشین و عابر پیاده نبود. و پلیس چراغ را گاهی سبز و گاهی قرمز میکرد. سرمای سختی بود. پلیس میلرزید و چراغ را... فردا صبح٬ جسد آقای پلیس٬ کنار چراغ راهنما و سر و صدای ماشینها! هیاهوی عابران:"پژو۲۰۶ صندقدار دیگه چه صیغه ایه؟"...چراغ قرمز بود  

۱۶۳-خدایی! این رونالدینیو نابغه است؟ یا اعجوبه٬ رقاص٬ فوتبالیست؟ علی دایی چی؟ اعجوبه٬ رقاص...اون پسره که کراک میکشه و بدنش کرم زده چی؟ اون پسره که رتبه ی ۲۶ کنکوره؟ اون پسره که اون آقاهه بهش گفت:"انگل!!" 

نوشته شده توسط مترسک فیلسوف در | | لینک به این مطلب