۱۹۱-دیشب خواب آقا محمد خان قاجار رو دیدم...وسط یه عالمه حوری.
۱۹۲-عید رفتم بندرعباس. چند تا ماهیگیر گدایی میکردن."خلیج عربی لجن.خلیج عربی عوضی.خلیج گه.خلیج تا ابد عربی.خلیج مسخره" جسد یه ماهیگیر روی امواج(نه! ماهیگیر نبود...یه پسره شنا میکرد.میخواست بره دبی؟ نه! میرفت تنب بزرگ...
۱۹۳- این پسره که منو نشون میده و میگه:"این پسره کیه؟"٬ کیه عوضی؟به کدوم ما خیانت کردی؟ من یا اون؟
۱۹۴- اسهال شدم.بس که شله زرد نذری خوردم. مخم گوزیده...ولی هنوز معتقدم:"با دیازپام ۱۰ میلی نمیشه خودکشی کرد.این خودکشی لعنتی هم شده کلاس روشنفکری.خدایا! به دادم نرسی...مامانم مامان بزرگمو حامله است.بابای لعنتی! دیگه حق نداری با مامانم سکس کنی! اصلا واسه چی؟ چرا؟ شلوارتو بکش بالا ! باتوام! آهای روزگار! شلوارتو بکش بالا(راستی چرا همه فکر میکنن میفهمن؟) میو میو میو میو...یکی اینورا یه ماده سگ ندیده؟
۱۹۵- دوست دارم مارادونا واسم فاتحه بخونه. از همتون متنفرم.فقط مارادونا.باید بدونم یه آرژانتینی چطور حمد و توحید میخونه...هان؟
