۲۰۴- چهار دیوار به هم رسیدند و چهار دیواری شدند(چار دیواری) یکیشان گفت:" چار دیواری درب(در) میخواد٬ مگه نه؟ " اون٬ افسرده ترین دیوارها بود. دیوار دوم گفت:" بهتره خودکشی کنیم" اون٬ عاقلترین دیوارها بود. دیوار سوم گفت:" من میرم بالای شما٬ هم صاحب سقف میشیم٬ هم...جای من یه در بزرگه.خیلی خیلی بزرگ..." اون٬ عاشقترین دیوارها بود. دیوار چهارم گفت:"چرا تو بری بالا؟ " دیوار چهارم٬ آدمترین دیوارها بود. چرا تو بری بالا؟ (زندگی!....شروع شد. لعنت به مترسک فیلسوف ) چرا تو بری بالا؟ چرا تو بری بالا؟...هان؟
نوشته شده توسط مترسک فیلسوف در | | لینک به این مطلب
