تبليغاتX
مترسک فیلسوف -
۲۰۵-مامان! دیشب تو و بابا چتون بود٬ مثل دیوونه ها آخ و واخ میکردین؟

۲۰۶-نمیشه مثل سابق تکیه کرد به پژو ۲۰۶ های قرمز و عکس گرفت. دزدگیرهای مسخره! دزدگیرهای پست مدرن مسخره! به خدا من دزد نیستم... فقط میخواستم عکس بگیرم. آره! مرض دارم...با همین چاقو پنج تا ۲۰۶ قرمز رو خط خطی کردم...لعنت به همشون!

۲۰۷-روزی یه بسته سیگار میکشم.فکر کنم به زودی سرطان ریه بگیرم و تیک ـ تاک!... فاتحه!... بهتر از مردن در راه عشق توست٬ معشوقه ی لجن من! معشوقه ی بی وفای گه! معشوقه ی هرزه ی من! عزیزم! آخ که چقدر لبریز تو ام...اولین سیگار رو به عشق تو روشن کردم. وینستون عقابی.کویر کرمان.نیمه شب...آسمان پر ستاره ی کویر...

۲۰۸- سه تا شش بار و شش تا سه بار٬ پشت سر هم بالا آوردم. مادرم سرطان سینه داشت. "مامان! خیلی سینه هاتو گاز میگرفتم؟ "

نوشته شده توسط مترسک فیلسوف در | | لینک به این مطلب